خواب دیدم باید از یک کوه بالا برم. اسم کوه قره داغ بود. در کودکیهایم بارها از این کوه بالا رفته بودم و از آن بالا به تماشای دشت پر از لاله نشسته بودم. توی خواب تنها بودم. سردم بود. از دوردست ها صدای نی می آمد. من خوابم می آمد. باید زودتر به قله میرسیدم. کفشام پاشنه بلند بود. پاهام درد می کرد. داشتم سُر میخوردم. دست میگرفتم به علف ها، علف ها لیز بودند. دا
برچسب:
نویسنده: رها میرزاپور
تاريخ: دوشنبه
7 اسفند
1396 ساعت: 13:01